یا مثلا اینقدر مطلب واسه نوشتن داشته باشید که ندونید کدومش رو بنویسید؟ من الان اینجوری شده وضعیتم. بس که مطلب واسه نوشتن دارم هیچی ننوشتم این مدت. اینم یه جورش دیگه ![]()
۲- اقا تقصیره کیه؟ چی؟ کلا تقصیر کیه؟چی؟ باز که داری می پرسی چی! میگم که در کل و جز تقصیره کیه؟ ها؟
اسم دایی جان ناپلئون رو که شنیدید؟ ایشان معتقد بودند در کل مار کار انگلیسی هاست. اما چند روز پیش اتفاق جالبی رخ داده. قسمتی از خبر بی بی سی رو بخوانید:
این برنامه که به مناسبت بیست و پنجمین سال فعالیت کانون ایران در کتابخانه مرکزی شهرداری محله قدیمی و ایرانی نشین کنزینگتون برپا شد، با استقبال وسیع ایرانیان مقیم لندن همراه بود که یک ساعتی پای صحیت خالق دائی جان ناپلئون نشستند که قصد داشت به آن ها ثابت کند برخلاف نظر دولتمردان امروز جمهوری اسلامی و بعض نویسندگان، انقلاب مشروطیت ایران نمی تواند کار کسی به جز ایرانیان بوده باشد.
و جالب اینکه به رغم تمام تلاشهای ایرج پزشکزاد تا آخر گفت و گو هموطنان عزیز مقیم انگلستان همچنان بر عقیده دایی جان ناپلئون استوار ماندند ، نه بر عقیده ی ایرج پزشکزاد. تا جایی که در آخر این دو تا سئوال رو از ایشان پرسیدند:
پرسش و پاسخ را خانمی روان پزشک گشود که با اشاره به تخصص خود به مصاحبه ای با دکتر دیوید اوئن، وزیر خارجه پیشین بریتانیا، اشاره کرد که در آن گفته زمانی که برای دیدار رسمی از مسکو عازم آن شهر بوده از سوی نخست وزیر تاچر ماموریت گرفته که موقع دست دادن نبض برژنف را بگیرد تا معلوم شود که شایعه بیماریش تا چه اندازه درست است.
اگر زیر سر انگلیسی ها نبوده من نمی دانم ترکیه و سعودی را بعد جنگ جهانی دوم کی ساخت و بحرین را کی از ما جدا کرد. اگر این ها نشان حضور و نفوذ نیست، پس علامت چیست؟
و جلسه پرشور سخنرانی ایرج پزشگزاد در سالگرد تاسیس کانون ایران با صدای بلند یکی از حاضران پایان گرفت که وقت خداحافظی خطاب به سخنران گفت حالا آیا این سخنرانی هم کار انگلیسی ها بود یا نبود.
من که نفهمیدم کار کی بوده. اینا میگن کار کار انگلیس . آقا جان ما هم اعتقاد داره کار کار آمریکاست! به نظر شما کلا کار کار کیه؟
می تراود مهتاب
می درخشد شبتاب
نيست يکدم شکند خواب به چشم کس وليک
غم اين خفته چند
خواب در چشم ترم می شکند.
تا اونجا که می رسه به:
نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دريغا به برم می شکند.
این قسمت همیشه بیشترین تاثیر رو در من گذاشته.
حالا چرا اینا رو گفتم، عرض میکنم: تا حالا شده برای کاری، چیزی یا کسی وقت صرف کنید و به یکباره ببینید تمام او سعی و تلاش ها داره از بین میره . ببینید تمام ثمره ی کارتون دست یه آدم بی کفایت افتاده و ...
سالها پیش وقتی صفایی فراهانی داشت از فدراسیون فوتبال خداحافظی می کرد گفت: فوتبال رو به دست نامادریش میسپرم و هنوز که هنوزه این فوتبال دست نامادری مونده . اون روز عمق مطلب رو نگرفتم اما حالا که خودم تو جای دیگه مجبورم از یک سری چیزها که براش زحمت کشیدم (و به اون کارها هم عجیب تعصب داشتم و با تمام وجود انجامشون دادم ) بگذرم دارم میفهمم که چه دردی داشت این حرف و مثل همیشه چه زخمی پر جراحتی داره شعر نیما ...
اونقدر سخت میگذره بعضی زمان ها و اونقدر سنگین میان یک سری حرف های گزنده و ادم ها برات که میگی گذشتم. سخته حتی اگه اینی که میخوای بگذری ازش یک وب سایت باشه ....
به قول یکی از دوستان پیش مصیبت های بزرگ تر چیزی نیست این ، اما چه کنم که در این کویر این باغچه هم برای من جای امید بود ...اما دیگه موندن اونجا هم فاید ه ای نداره چون که:
دستها می سايم
تا دری بگشايم
بر عبث می پايم
که به در کس آيد
در و ديئار به هم ريخته شان
بر سرم می شکند.
برای شاملو سرودند: «برهنه به خاکم کنید // همانگونه که عشق را نماز می بریم ... »
برای اخوان خواندند: «من اينجا بس دلم تنگ است ./ بيا ره توشه برداريم ، / قدم در راه بي برگشت بگذاريم »
در سوگ فروغ برای روزنامه ها تسلیت فرستادند:« به مادرم گفتم : همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق میفتد // باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم »
برای سهراب گفتند:« به سراغ من اگر می آییدنرم و آهسته بیایید // مبادا که ترک بر دارد // چینی نازک تنهایی من »
و هفته پیش همه برای قیصر امین پور خواندند: «عاقبت پروندهام را با غبار آرزوها // خاك خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري // روي ميز خالي من، صفحة باز حوادث://در ستون تسلیتها نامي از ما يادگاري »
اما ، کسی برای تیرداد نصری نخواند:
در کوچه پسکوچه های مه گرفته < فورست گیت > لندن٫ شاعر!
جسد پناهنده ای روی زمين است _ پليس ها دور تا دورش جمعند
چرا؟ برای شاعران بی کتاب کسی جار نمی کشد. مرگ شاعران غیر رسمی، رسمی نیست. تازه در مرگ قیصر هم کسی یادآوری نکرد (نان را از هر سو بخوانی نان است) چه برسد به اینکه برای مرگ تیرداد نصری کسی بخواهد بخواند : « اينروزها ، ستايش غير رسمي نان خطرناك است »
شاعران میمیرند، اما شعر همچان نفس می کشد ، از دمی که شاعران بر کلمات دمیدند ...
![]() |
|
« اينروزها ستايش غير رسمي آزادي خطرناك است »
كناري راننده گفت
و بقيه ، سر تكان دادند .
شب وُ شاعر
در حاشيه روزنامه نوشتند :
« اينروزها ، ستايش غير رسمي نان خطرناك است »
فرشتگان وُ
خدا
سر تكان دادند .
در محلة ما سر تكان نمي دهد هيچكس ؛
آنان
جسورانه به نان مي انديشند
و در خوابشان
عدالت را
و در خوابشان
آزادي را
چون دعايي غير رسمي زمزمه مي كنند
تیرداد نصری
شاید به دفعات این جمله معروف مارکس رو شنیدید: "دین افیون توده هاست ". اگر افیون را به معنی مسکن بگیریم ، میخوام بگم که موسیقی افیون توده هاست. اما اون توده ها کار رو خراب می کنه و من درست در زمانی که میخوام همچین چیزی بگم ، چیزی نمیگم.
دردسرتون ندم ، میخوام بگم که موسیقی مسکن من و انبوهی از آدم ها و حتی شاید شما هم باشه.
این مسکن میتونه آرامبخش باشه ، میتونه تبعات و اثرات جانبی بزاره و حال آدم رو دگرگون کنه، میتونه برای شما تکان دهنده و قرص اکس باشه و چند قدمی حرکات موزون افاضات بفرمایید و ....
مثلا دقت کردید بعضی آهنگ ها رو که ازشون خاطره ی بد دارید تا میشنوید انگار از زمین و آسمون داره لعنت میباره ، یا واکنش نشون میدید و قطع می کنید صداش رو ، یا تحمل می کنید و دم بر نمیارید و یا اینکه خودتون رو میسپارید بهش و میرید تو عوالم غم و اندوه آن خاطره ... جالب خواننده این آهنگ هاست که معمولا ازشون متنفر میشید و یه جورایی انگار این مواد بد و افیون مضر رو اون داده دست شما ....
یا بعضی آهنگ ها خاطره خوب ازش دارید و گل از گلتون میشکفه زمانی که آهنگ رو میشنوید ....
زمان کار یه آهنگ گوش میدید، موقع تنهایی آهنگ دیگه. موقع غم همه جارو زیر و رو میکنید فقط و فقط باید آهنگ مخصوص اون زمان رو پیدا کنید و گوشتون رو بسپرید بهش و ....
اما من فکر میکنم جدید مسکن خوب تو بازار نیست و هر چی مسکن هست هنوز همون قدیمی هاست و به قول معروف جنس هم جنس های قدیم ...
خلاصه اینجوریاس. اما چند وقته که هر چی این CD ها و آهنگ های موجود در نوت بوک ام رو زیر و رو میکنم اون آهنگی که دوست دارم رو پیدا نمی کنم. نه که پیدا نکنم خیلی محدود شدن شاید 10 تا بیشتر نشه ....
جالب اینکه از نظر آهنگ و موسیقی در فقر هم به سر نمی برم ، اما اینجوریاس که بر اثر استفاده زیاد از مسکن دوز مسکن من رفته بالا و دیگه اینا جوابگو نیست یعنی نبود . تا اینکه پیر میفروشی – صرفا یک صفت است - را دیدیم و ایشان سایه الطاف شان را بر ما Thanks (در مورد Thanksدر آینده نزدیک توضیح می دهم ) فرمودند و یه 10 گیگا بایت آهنگ های هارد ما را که از قضا هیچ کدام هم کپی رایت نداره اضافه فرمود و فعلا فکر می کنم تا چندی مسکن با دوز بالا در دسترسمان باشد.
راستی شما چه مسکنی مصرف می کنید؟
پی نوشت 1: این مطلب رو ضروری میدونم بگم که از هیچ گونه مسکن واقعی استفاده نمی کنم